عکس و خاطره از حزن‌انگیزترین لحظات فکه

shahid

یکی از حزن‌انگیزترین و حماسی‌ترین لحظات فکه:
خاطرات شهدا   عکس و خاطره از حزن‌انگیزترین لحظات فکه shohada422

۳۰۰ تن از رزمندگان گردان حنظله درون یکی از کانال‌ها به محاصره‌ی نیروهای عراقی در میآیند.

آنها چند روزو صرفا با تکیه بر ایمان سرشار خود به مبارزه ادامه میدهند و به مرور همگی توسط آتش دشمن و با عطش مفرط به شهادت میﺭﺳﻨﺪ.

ساعت های آخر مقاومت بچه‌ها در کانال، بیسیم‌چی گردان حنظله حاج همت را خواست.

حاجی آمد پای بیسیم و گوشی را به دست گرفت.

صدای ضعیف و پر از خش خش … را از آن سوی خط شنیدم که میگوید:

احمد رفت، حسین هم رفت. باطری بیسیم دارد تمام میشود. عراقی‌ها عن‌قریب میآیند تا ما را خلاص کنند. من هم خداحافظی میکنم.
حاج همت که قادر به محاصره‌ی تیپ‌های تازه‌نفس دشمن نبود، همانطور که به پهنای صورت اشک میریخت، گفت:

بیسیم را قطع نکن… حرف بزن. هر چی دوست داری بگو، اما تماس خودت را قطع نکن.

صدای بیسیم چی را شنیدم که میگفت:

سلام ما را به امام برسانید. از قول ما به امام بگویید: همانطور که فرموده بودید حسین‌وار مقاومت کردیم، ﻣﺎﻧﺪﻳﻢ و ﺗﺎ ﺁﺧﺮ ﺟﻨﮕﻴﺪﻳﻢ.
.

درباره نویسنده

محمد دهقان هستم . متولد سال 1363

مطالب مرتبط

1 نظر

قسمت نظرات بسته است