درس هایی از امام حسین (ع)

امام حسین

درس هایی از امام حسین   درس هایی از امام حسین (ع) emam housein54

 سخنان ارزشمند امام حسين عليه السلام، وحي گونه، جاودانه و هميشه نوراني است.

 در اين مجال پنج سخن از سخنان ارزشمند امام حسين عليه السلام را كه حاوي پندهاي اخلاقي است مطرح مي كنيم.

 1 – بيدار كردن غافلان

 قال الامام الحسين عليه السلام:

 “وُجِدَ لَوْحٌ تَحْتَ حائِطِ مَدينَةٍ مِنَ الْمَدائِنِ مَكْتُوبٌ فيهِ: أَنَا اللَّهُ لا اِلهَ اِلاَّ أَنَا، وَ مُحَمَّدٌ نَبِيّي ، عَجِبْتُ لِمَنْ أَيْقَنَ بِالْمَوْتِ كَيْفَ يَفْرَحُ؟ وَ عَجِبْتُ لِمَنْ أَيْقَنَ بِالْقَدَرِ كَيْفَ يَحْزَنُ؟ وَ عَجِبْتُ لِمَنْ اِخْتَبَرَ الدُّنْيا كَيْفَ يَطْمَئِنُّ اِلَيْها؟ وَ عَجِبْتُ لِمَنْ أَيْقَنَ بِالْحِسابِ كَيْفَ يُذْنِبُ(1)؛

تخته اي زير ديوار يكي از شهرها يافته شد كه در آن نوشته شده بود: من خدا هستم كه خدائي جز من نيست و محمّدصلي الله عليه وآله پيامبر من است، در شگفتم از كسي كه به مرگ يقين دارد پس چگونه شادماني مي كند؟ در شگفتم از كسي كه يقين به قضا و قدر دارد پس چگونه اندوهناك مي شود؟

 در شگفتم از كسي كه دنيا را آزموده است پس چگونه به دنيا اطمينان پيدا مي كند؟ و در شگفتم از كسي كه يقين به حساب روز قيامت دارد پس چگونه گناه مي كند؟”

.

 2 – ارزش هاي اخلاقي پسنديده

 قال الامام الحسين عليه السلام:

 “أَلْعِلْمُ لِقاحُ المَعْرِفَةِ، وَ طوُلُ التَّجارُبِ زِيادَةٌ في  الْعَقْلِ، وَالشَّرَفُ التَّقْوي ، وَ الْقُنُوعُ راحَةُ الأَْبْدانِ، وَ مَنْ أَحَبَّكَ نَهاكَ، وَ مَنْ أَبَغَضَكَ أغْراكَ(2)؛

علم ريشه شناخت و آگاهي است، و تداوم تجربه ها عامل فراواني عقل است، و شرافت و بزرگواري در تقواي الهي است، و قناعت عامل آسايش تن هاست، و كسي كه تو را دوست دارد [از زشتي ها ]تو را باز مي دارد، و كسي كه دشمن تو است، تو را مغرور مي سازد.”

.

 3 – عوامل بهره مندي

 قال الامام الحسين عليه السلام:

 “خَمْسٌ مَنْ لَمْ تَكُنْ فيهِ لَمْ يَكُنْ فيهِ كَثيرُ مُسْتَمْتِعٍ: اَلْعَقْلُ، وَالدّينُ، وَالأَْدَبُ، وَالْحَياءُ، وَ حُسْنُ الْخُلْقِ(3)؛

پنج چيز است كه هركس [اين پنج چيز] در او نباشد، بهره مندي فراواني در او نيست: عقل و دين و ادب و حياء و اخلاق خوش.”

 .

 4 – تعريف مؤمن

 قال الامام الحسين عليه السلام:

 “اِنَّ الْمُؤْمِنَ اِتّخَذَ اللَّهَ عِصْمَتَهُ، وَ قَوْلَهُ مِرْآتَهُ، فَمَرَّةً يَنْظُرُ في  نَعْتِ الْمُؤمِنينَ، وَ تارَةً يَنْظُرُ في  وَصْفِ الْمُتَجَبِّرينَ، فَهُوَ مِنْهُ في  لَطائِفَ، وَ مِنْ نَفْسِهِ في  تَعارُفٍ، وَ مِنْ فَطِنَتِهِ في  يَقينٍ،وَ مِنْ قُدْسِهِ عَلي  تَمْكينٍ(4)؛

همانا مؤمن خدا را [موجب ] مصونيت خود قرار داده، و سخن خدا را آينه خود قرار داده است، زماني در صفات مؤمنان نظر مي كند، و زماني در صفات زورگويان مي نگرد و از اين گونه توجّه، نكته هاي زيبا مي آموزد و نفس خويش را مي شناسد، و به زيركي نفس خود يقين دارد، و بر طهارت نفس خود قدرت دارد.”

.

 5 – ارزش كار فكري، عقيدتي براي شيعيان

 امام حسين عليه السلام، از كسي پرسيد:

 “أَيُّهُما أَحَبُّ اِلَيْكَ: رَجُلٌ يَرومُ قَتْلَ مِسْكينٍ قَدْ ضَعُفَ، تُنْقِذُهُ مِنْ يَدِهِ؟ أَوْ ناصِبٌ يُريدُ اِضْلالَ مِسْكينٍ مُؤْمِنٍ مِنْ ضُعَفاءِ شيعَتِنا تَفْتَحُ عَلَيْهِ ما يَمْتَنِعُ الْمِسْكينُ بِهِ مِنْهُ وَ يُفْحِمُهُ وَ يُكْسِرُهُ بِحُجَجِ اللَّهِ تَعالي ؟؛

كداميك از اين دو كار نزد تو محبوب تر است: مردي مي خواهد بيچاره ناتواني را بكشد، تو او را از دستش نجات مي دهي، يا فردي ناصبي مي خواهد مؤمن درمانده ضعيفي از شيعيان ما را به گمراهي بكشاند، تو راهي را بر او مي گشايي كه اين مسكين با آن [راه ] از او (ناصبي) دوري كرده و او را با براهين الهي خاموش كرده و شكست دهد؟”

 سپس خود حضرت فرمودند: آري، اگر اين فرد را از دست آن دشمن ناصبي نجات دهي ارزشمندتر است كه خداي بزرگ مي فرمايد:

“وَ مَنْ أَحْياها فَكَأَنَّما أَحْيَا النَّاسَ جَميعاً(5)”؛ “أَي وَ مَنْ أَحْياها وَ أَرْشَدَهامِنْ كُفْرٍ اِلي  ايمانٍ فَكَأَنَّما أَحْياالنَّاسَ جَميعاً مِنْ قَبْلِ أَنْ يَقْتُلَهُمُ بِسُيُوفِ الْحَديدِ؛

يعني و هركه آن [نفس ]را زنده نمايد و از كفر به ايمان ارشاد كند، گويي همه مردم را از كشتار با شمشيرهاي آهنين زنده نگهداشته است.”

 و در ادامه همين مطلب فرمود:

 “فَضْلُ كافِلِ يَتيمِ الِ مُحَمَّدٍ – أَلْمُنْقَطِعِ عَنْ مَواليهِ، النَّاشِبِ في  رُتْبَةِ الْجَهْلِ، يُخْرِجُهُ مِنْ جَهْلِهِ، وَ يُوَضِّحُ لَهُ ما اِشْتَبَهَ عَلَيْهِ – عَلي  فَضْلِ كافِلِ يَتيمٍ يُطْعِمُهُ وَ يَسْقيهِ، كَفَضْلِ الشَّمْسِ عَلَي السَّهاءِ؛ برتري كسي كه يتيم خاندان محمّدصلي الله عليه وآله را – كه از رهبران خود جدا شده و در جهل و ناداني سقوط كرده است – از نظر فكري اداره مي كند و او را از ناداني مي رهاند، و آنچه را كه براي او مشتبه شده برايش توضيح مي دهد بر كسي كه به يتيمي غذا و آشاميدني مي خوراند، همانند برتري خورشيد نسبت به [ستاره كم رنگ ] سهاء است.(6)”

پاورقــــــــــــــــــــي  ……………………..

1) صحيفة الرضاعليه السلام، ص 254، ح 180؛ عيون أخبار الرضاعليه السلام، ج 2، ص 48، ح 158؛ بحار الأنوار، ج 78، ص 450، ح 13 و ج 73، ص  95، ح 76 و ج 13، ص 295، ح 11.

2) اعلام الدين، ص 298؛ بحار الانوار، ج 78، ص 128، ح 11.

3) حياة الامام الحسين عليه السلام، ج 1، ص 181.

4) تحف العقول، ص 177؛ بحارالأنوار، ج 78، ص 119، ح 15.

5) مائده/ 32.

6) احتجاج، ج 1، ص 16؛ تفسير الامام العسكري، ص 341، ح 217؛ بحارالأنوار، ج 2، ص 3، ح 4، و ج 2، ص 9، ح 5.

درباره نویسنده

محمد دهقان هستم . متولد سال 1363

مطالب مرتبط

home