خاطره ای از شهید علمدار و نامحرم

شهدا و نامحرم

خاطرات شهدا

خاطره ای از شهید علمدار و نامحرم

هنگام صحبت با نامحرم سرش را پایين می انداخت.حجب وحيا در چهره اش موج میزد.وقتی برای کمک به مغازه پدرش میرفت اگرخانمى وارد مغازه میشد کتابی دردست میگرفت سرش را بالا نمی اورد ومیگفت”پدر شما جواب بده”

شهدا و نامحرم  خاطرات شهدا خاطره ای از شهید علمدار و نامحرم                      1

شهید علمدار و نامحرم

درباره نویسنده

محمد دهقان هستم . متولد سال 1363

مطالب مرتبط

home