حکایت دیدار امام زمان (عج) با مرد قفل ساز

بشیران

مردى طالب ديدار امام زمان (عج ) بود و در اين راه رياضت‏ها كشيد. شبى به او نويد مى‏ دهند كه در فلان شهر (يكى از بلاد را نام مى‏برند) اين فيض نصيب تو مى‏ شود.

او خود را به آن شهر مى‏ رساند.

به او نويد داده مى‏ شود كه امام درب دكان فلان كاسب قفل و كليد ساز نشسته ‏اند.

وى خود را به آن دكان رساند و به فيض ديدار نائل شد؛ اما در اثنا ملاحظه كرد كه پير زنى فرتوت قفلى را به بازار آورده و از بيچارگى آن را در معرض فروش قرار داده است.

اهل بازار هر كدام آن قفل را به قيمت ناچيز ارزيابى نمودند، جز كاسبى كه امام در كنار دكّان او جلوس نموده بود؛ اين كاسب ارزش واقعى قفل را اعلام داشت و گفت:

با اندك تنزّلى حاضرم آن را بخرم و به همان مقدار كمى كه تنزّل دادم در سود خود بسنده مى‏ كنم.

پيرزن خرسند شد و قفل را به ارزش مذكور به او فروخت و رفت .

آن هنگام امام رو به آن مهمان طالب ديدار كرد و فرمود:

اين طور باشيد تا ما خودمان شما را ديدار كنيم، و به زحمتِ رياضت، خودتان را گرفتار نكنيد . (1) 

امام صادق ‏عليه‏ السلام مى‏فرمايد:

“من سرّ أن يكون من أصحاب القائم‏عليه‏السلام فلينتظر وليعمل بالورع ومحاسن الأخلاق، وهو منتظر، فإن مات و قام القائم بعده كان له من الأجر مثل أجر من أدركه، فجدّوا وانتظروا، هنيئاً لكم أيّتها العصابة المرحومة”. (2)

كسى كه دوست دارد يار امام زمان‏عليه‏السلام باشد، بايد انتظارش توأم با پارسايى و اخلاق حسنه باشد. اگر اين افراد قبل از قيام امام‏عليه‏السلام بميرند، اجرشان همانند كسانى است كه موفق به ياريش شده‏اند. بكوشيد و منتظر باشيد، گوارا باد شما را اى گروه بخشوده شده !”

_____________________________________________________

(1) آیینه اسرار . حسین کریمی قمی

(2) بحار الانوار ج  52ص .140

درباره نویسنده

محمد دهقان هستم . متولد سال 1363

مطالب مرتبط

home